همسر آزاري و عوامل موثر بر آن در زنان متاهل

فصلنامه پژوهشي توانبخشي

دوره 5 - شماره 3

نوع مقاله: ---- Unspecified ----
چكيده:

هدف: رواج همسر ‎آزاري‌در جوامع و تاثيرات سوء آن بر سلامت جسمي و رواني زنان و در نهايت تاثير آن بر سلامت خانواده در پژوهشهاي بسياري نشان داده شده است. هدف پژوهش حاضر بررسي ميزان شيوع همسر‎آزاري‌رواني و جسمي و عوامل موثر بر آن در زنان متاهل شهر تهران بود.
روش بررسي: نمونه آماري پژوهش حاضر را 1000 زن متاهل 18 تا 45 سال ساكن شهر تهران تشكيل مي‌داد.نمونه آماري‌دو گروه از زنان را شامل مي‌شد، زنان گروه عادي
(800 =n) و زنان شاكي‌كه به دليل مشكلاتي‌كه با شوهران خود داشتند به دادگاه خانواده مراجعه كرده بودند (200=n).ابزار پژوهش، پرسشنامه‎اي‌است كه از پرسشنامه‌همسر‎آزاري موفيت و همكاران(1) اقتباس شده بود.
يافته‎ها: يافته‌هاي حاصل از پژوهش نشان داد كه ميزان همسر آزاري رواني و جسمي براي زنان عادي به ترتيب برابر با 9/87 و 9/47 درصد و براي زنان شاكي به ترتيب برابر با 5/99 و 91 درصد است. با افزايش سن زوجين و مدت زمان ازدواج ميزان همسرآزاري‌آفزايش مي‌يابد. همسرآزاري با سطح تحصيلات زوجين (زن و شوهر) رابطه معني‌دار معكوس دارد.هرچه تحصيلات زنان بيشتر باشد كمتر مورد آزار جسمي و رواني قرار مي‌گيرند.همچنين هرچه ميزان تحصيلات شوهران بيشتر باشد كمتر همسران خود را مورد آزار جسمي و رواني قرار مي‌دهند. ميزان همسرآزاري‌در شوهراني‌كه از الكل يا مواد مخدر استفاده مي‌كنند بيشتر از شوهراني‌است كه از الكل يا مواد مخدر استفاده نمي‌كنند. ميزان همسرآزاري‌در شوهراني‌كه سابقه بيماري‌رواني‌دارند بيشتر از شوهراني‌است كه سابقه بيماري‌رواني ندارند.ميزان همسرآزاري جسمي و رواني‌در زناني‌كه به دادگاههاي خانواده مراجعه كرده‎اند بيشتر از زنان عادي‌است.
نتيجه‌گيري: همسر ‎آزاري بسيار رايج است و با عوامل متعددي چون سن، ميزان تحصيلات، اعتياد شوهر به مواد مخدر، استفاده از الكل و سابقه بيماري‌رواني وي‌در رابطه است. تصويب قانوني جامع براي مقابله با همسر‎آزاري و افزايش آگاهي عمومي‌در باره‌همسر ‎آزاري با استفاده از رسانه‎هاي جمعي مي‌توانند در كاهش ميزان همسر ‎آزاري مؤثر واقع شوند.

Wife abuse and its affecting factors among the married women
Article Type: ---- Unspecified ----
Abstract:

Objective: The incindence of wife abuse and its impacts on psychological as well as physical health of the women and in its ultimate negative effects on the health of the family have been presented in many researches. The purpose of the present study was to investigate physical and psychological wife abuse among the married women living in Tehran.
Materials & Methods: Study sample (N=1000) consisted of two group of married women (18-45 years): those who did not refere to domestic curts (n= 800), and those who had problem with their husbands and therefore refered to domestic curts (n=200). Moffir et al. (15) Questionnaire has been applied.
Results: Data analysis revealed that: psychological and physical wife abuse among subjects in the first group were 87/9 and 47/9 respectively. Psychological and physical wife abuse among subjects in the second group were 99/5 and 91 respectively. Wife abuse was significantly related to the age of the couples and duration of their marriage; the older the couples and the longer the marriage, the higher the wife abuse. There was a significant negative relationship between education of the couples and wife abuse. The higher the education, the lesser the wife abuse. Those husbands who consumed alcohol or drug, abused their wives significantly more than those husbands who did not consume alcohol or drug. Husbands with psychological problems abused their wives significantly more than husbands without psychological problems. Psychological and physical wife abuse among the subjects in the second group were higher than psychological and physical wife abuse among the subjects in the first group.
Conclusion: Our findings suggested that there are relationships among the variables of age, education, alcohol or drug consumption, husbands psychological disorders and wife abuse. Legislation of a low wich forbids husbands to abuse their wives and increament of the general knowledge about wife abuse by means of mass media may have significant effects on reduction of wife abuse.

قیمت : 20,000 ريال