اثرات الگوي توانمندسازي خانواده- محور بر خشنودي درك‌شده و عزت نفس مراقبين بيماران مولتيپل اسكلروزيس

كومش، مجله علمي - پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي سمنان

دوره 14 - شماره 2

نوع مقاله: ---- Unspecified ----
چكيده:

سابقه و هدف: مولتيپل ‏اسكلروزيس يك بيماري مزمن سيستم عصبي مركزي است كه بر تمام جنبه‏هاي زندگي بيمار، خانواده و جامعه اثر مي‏گذارد. با گذر از مراقبت بيمارستاني به مراقبت خانواده- محور ‌ ، اهميت برنامه ‌ هاي توان‌مندسازي مراقبين بيماران افزايش يافته است. هدف اين مطالعه تعيين تأثير الگوي توان‌مندسازي خانواده- محور بر خشنودي درك‌شده و عزت نفس مراقبين بيماران مولتيپل اسكلروزيس بود.
مواد و روش ‌ها: در اين كارآزمايي باليني، 70 مراقب خانوادگي بيماران مولتيپل اسكلروزيس با استفاده از تخصيص تصادفي به دو گروه شاهد و آزمون گروه ‌ بندي شدند. بر اساس نيازهاي آموزشي در گروه آزمون، 8 جلسه الگوي توان‌مندسازي در طول سه ماه اجرا شد. سه ماه پس از اجراي برنامه و جمع‌آوري چك ‌ ليست‌هاي خودگزارش ‌ دهي، مجدداً خشنودي درك‌شده و عزت نفس در دو گروه شاهد و آزمون مورد ارزيابي قرار گرفت.
يافته ‌ها: آزمون آماري تي مستقل اختلاف معناداري را در دو گروه بعد از اجراي مداخله نشان داد (0.001= p ). در گروه مداخله، آزمون آماري تي زوجي نيز افزايش معناداري در خشنودي درك‌شده و عزت نفس مراقبين خانوادگي بيماران نشان داد (0.001= p )، در حالي‌كه در گروه كنترل تفاوت معناداري در خشنودي درك‌شده و عزت نفس مراقبين خانوادگي بيماران بعد از سه ماه وجود نداشت ( p>0.05 ).
نتيجه ‌گيري: مراقبين خانوادگي بيماران مزمن به‌عنوان بيماران پنهان، مشكلات زيادي را متحمل مي ‌ شوند. مداخلاتي از قبيل اجراي الگوي توان‌مند‌سازي با توجه به نيازهاي آموزشي و درماني به‌دليل كم‌هزينه بودن، ايمن بودن و تأثيرگذار بودن مي‌تواند خشنودي درك‌شده و عزت نفس مراقبين را ارتقاء دهد

Effects of family-centered empowerment model on perceived satisfaction and self concept of multiple sclerosis patients care givers
Article Type: ---- Unspecified ----
Abstract:

Introduction: Multiple sclerosis is a chronic central nervous system disease that affected all the aspects of life of patient, family and community. The importance of empowering programs has been increased with changed care approach from hospital to community. The aim of this study was to determine the effect of family- center empowerment model on the perceived satisfaction and self concept of the caregivers of multiple sclerosis patients.
Materials and Methods: In this clinical trial study, 70 multiple sclerosis patients’ caregivers were grouped using random allocation to experimental and control groups. Based on training needs in the experimental group, 8 sessions for empowerment model were implemented in three months. Three months after the program implementation and collecting of self report checklists, the perceived satisfaction and self-esteem were evaluated in both experimental and control groups again.
Results: Independent t tests showed significant differences in two groups after the intervention (P=0.001). In the experimental group, paired T- test also showed significant increase in the perceived satisfaction and self-esteem of family caregivers of patients (P=0.001). However in the control group, there were no significant differences in the perceived satisfaction and self-esteem of family caregivers of patients after three months.
Conclusion: Family caregivers of chronic patients as hidden patients, have many problems. The interventions such as empowerment model implementation based on educational and therapeutic needs because of their low cost, safety and effectiveness for caregivers can enhance their perceived satisfaction and self-esteem.