تأثير نامطلوب مداخله بر گروه شاهد (نامه به سردبير)

مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه(نام قديمي، فصلنامه بهبود)

دوره 15 - شماره 4

نوع مقاله: ---- Unspecified ----
چكيده:

سردبير محترم آجرپز و همكاران (1390) در شماره دوم سال جاري آن مجله طي مطالعه‌اي به بررسي "تأثير موسيقي بر ميزان اضطراب و برخي شاخص‌هاي فيزيولوژيك بيماران قبل از اعمال جراحي عمومي" پرداخته و با استناد به نتايج مطالعه خود نوشته‌اند كه "موسيقي‌درماني را مي‌توان به‌عنوان يك كاهنده شاخص‌هاي فيزيولوژيك ناشي از اضطراب و ترس قبل از عمل جراحي پيشنهاد كرد" (1). گرچه اين موضوع پيش از اين نيز توسط مطالعات مختلف مورد تأييد قرار گرفته بوده (2 و 3) و نتايج اين مطالعه مي‌توانست تأييدي بر مطالعات پيشين باشد، اما فرايند انجام اين مطالعه و نيز يافته‌هاي آن بايد با احتياط بيشتري مورد توجه مخاطبان قرار گيرد. نوع و فرايند مداخله و حجم نمونه، تأثير عمده‌اي بر نتايج مي‌گذارد. گرچه مقاله مورد بحث، اشاره كرده است كه حجم نمونه را با ضريب اطمينان 95 درصد، خطاي 5 درصد و توان آزمون 80 درصد برآورد نموده است اما هيچ داده‌اي از مطالعات قبلي يا از مطالعه پايلوت كه مبناي محاسبه حجم نمونه قرار گرفته باشد ارايه نشده است. همچنين اضطراب توسط پرسشنامه اسپيل‌برگر سنجيده شده است اما روايي اين ابزار براي استفاده در جامعه موردنظر بررسي نشده و تنها به ذكر پايا بودن در مطالعات قبلي بسنده شده است. از طرف ديگر براي سنجش تنفس بيماران از روش پايايي ارزيابان با ضريب همبستگي 6/0 استفاده شده است. اين امر بدان مفهوم است كه ضريب تعيين اين روش تنها 36/0 بوده و اين روش سنجش، 64 درصد پراكنش داشته است. از سوي ديگر محققان ذكر نموده‌اند كه "براي بيماران گروه آزمون، موسيقي بدون كلام همراه صداي طبيعت مانند صداي دريا، باران و آب به‌مدت 20 دقيقه قبل از عمل توسط دستگاه Mp3 player پخش شده اما براي گروه شاهد، موسيقي پخش نگرديده و بقيه شرايط اتاق براي دو گروه يكسان بوده است". همچنين "گروه آزمون و شاهد از نظر دريافت مكالمات و ابزارهاي آرامش‌دهنده كنترل شدند تا هيچ‌گونه منبع ايجاد آرامش به غير از موسيقي دريافت نكنند". اين به اين معناست كه گروه شاهد به‌مدت 20 دقيقه قبل از عمل در يك محيط بسته و محصور نگه‌داشته شده‌اند. آيا اين شرايط نمي‌توانسته است اضطراب آن‌ها را افزايش دهد؟ در حقيقت چنان‌چه يافته‌ها نشان مي‌دهند اضطراب، نبض و فشارخون گروه شاهد در اين تحقيق افزايش داشته و اين امر ناشي از رفتار محققان بوده است. آيا اين امر به لحاظ اخلاقي درست بوده است تا در دوره حساس قبل از جراحي به‌گونه‌اي عمل شود كه اضطراب بيماران افزايش يابد؟ در پايان، بار ديگر به اين نكته توجه داده مي‌شود كه انجام مداخلات پژوهشي بر روي بيماران، به‌ويژه در دوران‌هاي حساسي مانند قبل از اعمال جراحي بايد به‌گونه اي طراحي شود كه با تشديد اضطراب و عوارض احتمالي ناشي از آن همراه نگردد.

كلمات كليدي: